نحوه مطالعه درس زبان و ادبیات فارسی برای کنکور

نحوه مطالعه درس زبان و ادبیات فارسی برای کنکورReviewed by دینی صد on Aug 11Rating:

نحوه مطالعه درس زبان و ادبیات فارسی برای کنکور : 

در سال ۱۳۸۱ برای درس ادبیات اتفاق مهمی افتاد که همه باید از آن باخبر باشند. راستش چندین و چند سال بود که این درس دچار یک‌نواختی شده‌بود. خُب، برای خود ما هم سخت است که چند سال آزگار با یک شکل و قیافه در برابر دیدگان ظاهر شویم،
چه رسد به ادبیات که اهل شعر و هنر و لطافت طبع است و یک‌نواختی و قالب‌زدگی به‌هیچ‌وجه به مذاقش خوش نمی‌آید!

 

اصلاً هنر آمده که انسان را از بند تکرار و زندگی را از یکنواختی نجات دهد؛ حالا ببینید ادبیات که از مهم‌ترین شاخه‌های هنر است، چه حال و روزگاری داشت وقتی می‌دید که خودش دچار تکرار و یکنواختی شده‌است! هر سال قیافه‌اش را در آینه نگاه می‌کرد، می‌دید با سال قبل هیچ تفاوتی نکرده، حتی پیرتر هم نمی‌شد! جالب این است که گویا هیچ‌کسی با این سر و وضع تکراری او مشکلی نداشت. به‌همین‌شکل قبولش داشتند. بعضی‌ها سرش قسم می‌خوردند، صددرصد قبولش داشتند و یک درصد هم حاضر نبودند کوتاه بیایند! اما خودش از آن وضع خسته‌شده‌بود و زد و سال ۸۱ سر و شکلش را کاملاً عوض کرد. بعضی‌ها دیدنش اما نشناختندش. بعضی دیگر شناختندش اما از ترس فی‌المجلس غش‌کردند (منظورم سر جلسه‌ی کنکور است). بعضی‌ها هم بعد از جلسه‌ی کنکور و بیرون آمدن سؤال‌ها غش‌کردند. (اگر گفتید، منظورم چه کسانی هستند؟!) به‌هرحال، از قدیم گفته‌اند که ترک عادت موجب …! ؛ اما شما که هنوز به چیزی عادت نکرده‌اید. به شما که هنوز نگفته‌اند ادبیات و نکته‌های طلایی و نقره‌ای و … کنکور همین‌ها است که ما می‌گوییم ولاغیر؛ که هیچ نکته‌ای ناگفته نمانده‌است در آن‌چه ما گفته‌ایم یا نوشته‌ایم یا … .

پس بیایید با شکل جدید سؤالات ادبیات آزمون سراسری از سال ۸۱ به بعد، همین‌حالا آشنا شوید و واقعیت را از همین حالا آشکارا ببینید تا سر جلسه‌ی کنکور غافل‌گیر نشوید و به سؤالات خیره نمانید و … .

آمارها نشان می‌دهند که پرسش‌های ادبیات آزمون سراسری از سخت‌ترین پرسش‌های این آزمون به‌حساب می‌آیند. تاجایی‌که به خاطر دارم، در آزمون سال ۱۳۸۱ هیچ‌کسی نتوانست به درصد ۱۰۰ دست پیدا کند. در سال ۸۲ هم تنها ۳ یا ۴ نفر در کل پنج گروه آزمایشی توانستند به هر ۲۵ سؤال ادبیات درست جواب دهند و میانگین درصد ادبیات ۱۰۰۰ نفر اول کشور با میانگین درصد درس فیزیک تفاوت خاصی داشت. گویا در سال ۸۸ حتی یک نفر هم نتوانسته‌است در ادبیات به نمره‌ی ۱۰۰% دست پیدا کند درحالی‌که در همین سال ۲۱ نفر از داوطلبان رشته‌ی ریاضی و تجربی به ۱۰۰% سؤالات فیزیک پاسخ گفتند. در سال‌های ۹۲ و ۹۳ بر روی هم ۶ نفر توانستند به ۱۰۰% تست‌های ریاضی کنکور پاسخ دهند و ۷ نفر به ۱۰۰% تست‌های ادبیات کنکور سراسری! پس با یک نگاه کلی به آمارها به این نتیجه‌ی باورنکردنی می‌رسیم که در ترازهای بالا و دست‌کم برای دانش‌آموزان درس‌خوان و موفق، فقط یک درس، اندکی سخت‌تر از ادبیات کنکور خودنمایی می‌کند و آن هم درس ریاضی است که البته همیشه هم این‌گونه نیست و گاهی میزان سختی این دو دوس با هم برابری می‌کند.

اما چرا؟ آیا واقعاً مفاهیم درس ادبیات، پیچیده‌تر و دشوارتر از درسی مانند فیزیک یا زیست‌شناسی است؟

پاسخ من به این سؤال منفی است. مشکل در نحوه‌ی تدریس در کلاس‌های درس و سبک رایج امتحانات ادبیات در مدارس است. بگذارید این مطلب را با یک مثال روشن کنم: فرض کنید سرجلسه‌ی امتحان ریاضی، برگه‌ی سؤال‌ها را به‌دست شما بدهند و شما ببینید که همه‌ی سؤال‌ها از مثال‌های کتاب درسی و تمرین‌های آخر درس‌ها طرح‌شده‌است. خُب چه احساسی به شما دست می‌دهد؟

مطمئناً اگر برای آن امتحان وقت و انرژی صرف‌کرده‌باشید و بر مباحث آن تسلط (حتی تسلط نسبی هم) پیداکرده‌باشید، از دیدن چنین سؤال‌هایی خوشحال نمی‌شوید؛ چون با چنین سؤالاتی بین شما و دانش‌آموزی که هیچ درک درستی از این مطالب ندارد و فقط جواب تمرین‌ها و مثال‌ها را حفظ کرده‌است، تمایزی به‌وجود نخواهد‌آمد. به‌همین‌دلیل است که همیشه در درس‌های فیزیک، ریاضی، شیمی و … عمده‌ی سؤال‌ها دقیقاً همان تمرین‌ها و مثال‌های کتاب درسی نیستند و از همین‌جاست که هر دانش‌آموزی می‌داند باید ریاضی و فیزیک و … را بفهمد و با حفظ‌کردن متن کتاب یا جواب تمرین‌ها، راه به جایی نخواهدبرد. خُب، ماجرای سؤال‌های ادبیات آزمون سراسری هم از این قرار است. طراحان آزمون سراسری انتظار دارند که شما با خواندن این‌همه شعر و متن ادبی در کتاب‌های درسی راهنمایی و دبیرستان، مهارت خواندن و معناکردن بیت‌ها و عبارت‌های ادبی را پیداکرده‌باشید؛ درحالی‌که در کلاس‌های درس و امتحانات مدرسه‌ای و استانی و کشوری و … حد انتظار بسیار پایین‌تر از این‌ها است که باعث شده‌است اغلب دانش‌آموزان به ادبیات به چشم یک درس حفظی نگاه کنند؛ درسی که با ازبرکردن معنای بیت‌ها و نکته‌هایی که زیر بیت‌ها و عبارت‌ها سر کلاس نوشته‌اند (یا خواندن کتاب‌هایی که همین شیوه‌ی نادرست را درپیش می‌گیرند و خط‌به‌خط کتاب را زیر ذره‌بین می‌گذارند و جراحی می‌کنند و بخیه می‌زنند و … !) می‌توانند به نمره‌ی خیلی خوبی دست پیدا کنند که متأسفانه این‌چنین هم هست؛ اما تا کی؟ بله، تا سر جلسه‌ی کنکور که یک‌باره ماجرا عوض می‌شود.

بچه‌ها، خوب دقت کنید! در آزمون سراسری ۱۳۸۹، ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ در متن و گزینه‌های ۲۵ سؤال ادبیات، بین ۴۰ تا ۵۰ بیت خارج از کتاب مطرح‌شده‌بود و در سال ۹۲، ۹۳ و ۹۴ این تعداد به بیش از ۵۰ بیت رسید! مطمئناً خواندن، معناکردن و تحلیل‌کردن این تعداد بیتِ خارج از کتاب، از حد توان دانش‌آموزانی که به ادبیات به‌چشم یک درس حفظی نگاه می‌کنند و نکات خط‌به‌خط کتاب‌های درسی‌شان را چندین و چندبار دوره می‌کنند، بیرون است. درواقع اگر از سه سؤال تاریخ ادبیات و دو یا سه سؤال مربوط به معنای واژه‌ها که معمولاً جنبه‌ی کاملاً حفظی دارند، بگذریم، ۱۹ سؤال دیگر درس زبان و ادبیات فارسی (۲ یا ۳ سؤال املا + ۵ یا ۶ سؤال زبان فارسی + ۳ سؤال آرایه + ۸ یا ۹ سؤال تناسب مفهومی) کاملاً مفهومی و تحلیلی هستند و پاسخ‌دادن به آن‌ها نیاز به برنامه‌ریزی درست و بهره‌بردن از منابع مطمئن و کارآمد دارد، وگرنه درصد ادبیات شما هم نزدیک می‌شود به میانگین درصد ادبیات قبول‌شدگان سال‌های گذشته در درس ادبیات، یعنی کم‌تر از ۴۰% !

 

لطفاً برای دوری از این سرنوشت و بهره‌گرفتن از درس ادبیات به‌عنوان یک نقطه‌ی قوت، سفارش‌های زیر را بپذیرید و به‌کارگیرد:

۱-    خواندن ادبیات را از تابستان شروع کنید.

۲-    از حالا تا تعطیلات عید، به‌طور میانگین و با توجه به وضعیتتان ۶ تا ۹ ساعت در هفته برای درس ادبیات وقت بگذارید. دقت‌کنید که شما باید ضعفِ نوع تدریس و سبک امتحانات دوران دبیرستانتان را امسال جبران کنید و این‌کار مطمئناً با هفته‌ای دو سه ساعت مطالعه‌ی ادبیات ممکن نخواهدبود.

۳-    اولین کاری که باید بکنید، به‌دست‌آوردن مهارت در خواندن بیت‌هاست که با مطالعه‌ی فصل اول کتاب «تناسب مفهومی و قرابت معنایی نشر دریافت» به‌طور قابل‌قبولی به این مهارت دست پیدا خواهیدکرد. یادتان باشد که تا نتوانید بیت‌های خارج از کتاب را بخوانید، مطمئناً نمی‌توانید آن‌ها را معنا کنید یا با بیت‌های دیگر مقایسه کنید و یا آرایه‌های ادبی آن‌ها را تشخیص دهید. تابستان بهترین وقت برای مطالعه‌ی فصل اول این کتاب است. (فصل اول کتاب تناسب مفهومی تنها منبعی است که در آن شیوه‌ی خواندن بیت‌ها آموزش داده‌شده‌است.) بعد از خواندن این فصل، کار شما خیلی ساده‌تر می‌شود و با روانی بیش‌تری پیش می‌رود. حالا باید بروید سراغ مفاهیم عاشقانه، عارفانه و تعلیمیِ رایج در ادبیات فارسی. (خیلی از دانش‌آموزان سال‌های گذشته‌ی من، اواسط سال، آن‌قدر ترسشان از خواندن و معناکردن شعر ریخته بود که آرام‌آرام در خود احساس شاعری هم می‌کردند و می‌خواستند به بیت‌های این کتاب، ابیاتی نیز اضافه کنند که البته به‌دلیل پرهیز از افزایش حجم کتاب این امر ممکن نشد!)

۴-    مطالعه‌ی زبان فارسی را هم از تابستان شروع کنید. خواندن متن اغلب درس‌های کتاب زبان فارسی ۳، کمک چندانی در پاسخ‌گفتن به تست‌ها نمی‌کند. به‌همین‌دلیل مطالب کتاب «زبان فارسیِ نشر دریافت» مطابق با درس‌های کتاب زبان فارسی ۳ نوشته‌شده‌است تا شما به‌جای کتاب درسی، این کتاب را بخوانید و هرجاکه لازم باشد، به شما توصیه کرده‌ام که به متن کتاب درسی مراجعه کنید و مطلب خاصی را از کتاب درسی نیز بخوانید.[۱] شما باید تا پایان ترم اول، دست‌کم تا درس «گروه فعلی» را خوانده و دوره کرده‌باشید.

۵-     برای خواندن املا و لغت هنوز خیلی فرصت دارید؛ اگر نتیجه‌ی آزمون‌های آزمایشی از همان ابتدا برایتان خیلی مهم است، بهتر است خواندنِ بخشِ املای کتاب «املا و لغت در آزمون سراسری، نشر دریافت» را از مهرماه در برنامه‌ی کارتان قراردهید وگرنه بعد از عید هم برای خواندن این کتاب دیر نیست.

۶-    وقتِ دوره‌ی تاریخ ادبیات تابستان نیست. باید از ترم دوم این‌کار را شروع کنید. روش خواندن تاریخ ادبیات و نکته‌های پنهان و دشوار آن را در کتاب همایش ادبیات (جلد دوم) مطالعه کنید. فعلاً فقط تاریخ ادبیات پیش‌دانشگاهی ۱ را بخوانید و سعی کنید بر آن مسلط شوید.

۷-     دوره‌ی متن کتاب‌های ادبیات سال دوم و سوم، فعلاً کار بیهوده‌ای است. در آزمون سراسری سال ۱۳۸۹ فقط ۲ سؤال معنا و مفهوم را می‌توان در بین ۱۲۵ سؤال ادبیات پنج گروه آزمایشی (کم‌تر از ۱% سؤالات) پیدا کرد که مستقیماً از متن دو کتاب سال دوم و سوم طرح‌شده‌بود! در آزمون سراسری سال ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ هم این ماجرا تکرار شد و در سال ۱۳۹۲ فقط یک سؤال از بین ۱۲۵ سؤال مستقیماً به معنای متن درس‌ها مربوط می‌شد! در سال ۱۳۹۴ چند سؤال از این دست بود که باز هم قابل‌توجه نیست.

شما باید مفاهیم مطرح‌شده در این کتاب‌ها را بدانید و بتوانید آن مفاهیم را در بیت‌های خارج از کتاب تشخیص دهید؛ بنابراین هرچه‌قدر وقت برای دوره‌کردن متن این دو کتاب درنظرگرفته‌بودید، به خواندن کتاب «تناسب مفهومی» اختصاص دهید. در آن‌جا حدوداً با تمام بیت‌ها و حکایت‌های مهم این دو کتاب (و هم‌چنین ادبیات پیش‌دانشگاهی) روبه‌رو خواهیدشد و مفاهیم آن‌ها را به‌همراه بیت‌های خارج از کتاب مشابه، بررسی خواهیدکرد.

۸-     خواندن متن کتاب ادبیات پیش‌دانشگاهی برای داوطلبان کنکور مفید است و برای دانش‌آموزان پیش‌دانشگاهی لازم.

۹-     مطالعه‌ی کتاب‌های همایش در تعطیلات نوروز و پس از آن، برای جمع‌بندی مطالبی که تا آن زمان خوانده‌اید، بسیار مفید است.

۱۰-برای برنامه‌ریزی دقیق‌تر، در قسمت تست‌های دوره‌ای، برنامه‌ی ماهانه‌ای را ارائه کرده‌ام که حدوداً هماهنگ با برنامه‌ی تدریسم در کلاس‌های درس است. حتماً بعد از خواندن این مطالب به تست‌های دوره‌ای مراجعه کنید.

 

خب، فکر نمی‌کنم دیگر جایی برای اشتباه شما باقی‌مانده‌باشد. فقط می‌ماند تلاش و پشت‌کار و تحمل‌تان که اگر این‌ها را نداشتید الان این‌جا نبودید! منظورم پایان این نوشته‌است، چون من خیلی حرف زدم و فقط آدم‌های باتحملی مثل شما می‌توانستند تا این خط آخر پیش‌بیایند.

در ادامه به شما سفارش‌می‌کنیم حتماً در بخش پرسش و پاسخ در همین صفحه‌ی مشاوره پاسخ‌های دکتر سبطی به پرسش‌های متداول دانش‌آموزان سال گذشته، مطالعه کنید. ما در این‌جا چند نمونه از این پرسش و پاسخ‌ها را می‌آوریم.

مشاوره‌ی تابستان:

اولین سؤال  پاسخ استاد

دومین سؤال  پاسخ استاد

چهارمین سؤال  پاسخ استاد

سؤال دانش‌آموز: با سلام و خسته‌نباشید خدمت دکتر سبطی. شما سفارش‌می‌کنید که ادبیات را مبحثی بخوانیم. خیلی از رتبه‌های برتر هم همین را سفارش‌می‌کنند، اما برای کنکورهای آزمایشی که نمی‌شود مبحثی خواند. با این تناقض چه‌کار کنیم؟ لطفاً راهنمایی کنید.

پاسخ استاد: درود بر شما. این مشکل اغلب دانش‌آموزان کشور است. متأسفانه بودجه‌بندی همه‌ی کنکورهای آزمایشی کتاب‌محور است نه مبحث‌محور و این مانع مطالعه‌ی کارآمد ادبیات در طول سال کنکور برای شما عزیزان می‌شود. البته با شرکت در یکی دو کنکور آزمایشی متوجه می‌شوید که نوع طرح سؤالات این کنکورها مبحث‌محور است و فقط در برنامه‌های ارائه‌شده به‌ظاهر صفاتی از کتاب درسی به‌عنوان منبع آزمون معرفی‌می‌شوند. درواقع شما باید در این صفحات فقط برای این موارد وقت بگذارید:

۱- واژه‌های ستاره‌دار و واژه‌های داخل متن (از کتاب املا و لغت استفاده کنید.)

۲- تاریخ ادبیات مقدمه‌ی درس‌ها و درآمد فصل‌ها (از جلد دوم کتاب همایش ادبیات استفاده کنید.)

۳- مفهوم کلی هر درس و بیاموزیم‌ها و توضیحات پایان هر درس.

این مباحث بیش از یک تا دو ساعت وقت‌نمی‌گیرد و شما مابقی وقت‌تان را صرف مطالعه‌ی مبحثی ادبیات نمایید.

پای‌دار باشید و امیدوار

هامون سبطی

 

کلید واژه ها : خرید دی وی دی های حرف آخر , نمونه تدریس موسسه حرف آخر , موسسه حرف آخر , حرف آخر , خرید پکیج های حرف آخر , کنکور

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *